1399/5/8 چهارشنبه به مناسبت سالگرد عملیات مرصاد محفل ادبی هگمتانه برگزار کرد مرصاد؛ حماسه ماندگار به مناسبت سالگرد عملیات مرصاد محفل ادبی هگمتانه اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان همدان ویژه برنامه «حماسه ماندگار » را با حضور شاعران برجسته حوزه دفاع مقدس استان همدان برگزار کرد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان همدان، محفل ادبی هگمتانه استان همدان به مناسبت سالروز عملیات مرصاد با حضور شاعران توانمند حوزه دفاع مقدس استان همدان  برگزار شد. حامد محقق عضو شورای ادبی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و شاعر توانمند همدانی میهمان ویژه این محفل ادبی بود. همچنین شاعران توانمند و خوش قریحه‌ای چون محمد علی بلندی و محمد صارمی شهاب در این برنامه به شعر خوانی پرداختند. این برنامه  با حضور مهدی طراوتی‌توانا شاعر و دبیرانجمن ادبی هگمتانه در بستر فضای مجازی در معرض دید همگان قرار گرفت.

مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان همدان در این محفل با بیان اینکه شاهد برگزاری چهارمین محفل ادبی هگمتانه هستیم، اظهار کرد: هدف از برگزاری این محفل ادبی نهادینه کردند فرهنگ مشارکت عمومی در فعالیت‌های ادبی کتابخانه‌های عمومی است تا بتوانیم در ارتقا فرهنگ عمومی گام برداریم.

عاطفه زارعی با اشاره به اینکه سالروز عملیات افتخار آمیز مرصاد  را که در 5 مرداد 1367 در مواجه با منافقین کوردل صورت گرفت گرامی می‌داریم، افزود: این عملیات به همت والا، تعهد، ایمان و فرهنگ شهادت‌طلبی رزمندگان اسلام و با تدابیر فرماندهانی چون سردار شهید حاج میرزا محمد سلگی و سپهبد شهید علی صیاد شیرازی انجام شد و دشمن را ناامید کرد.

وی با بیان اینکه امیدواریم بتوانیم اقداماتی که برای حفظ ایران اسلامی توسط قهرمانان این این مرز و بوم صورت گرفته است را پاس بداریم تصریح کرد: کتابخانه‌های عمومی با برگزاری برنامه‌های فرهنگی متنوعی چون نشست‌های کتابخوان، معرفی کتاب، بازگویی خاطرات، خوانش کتاب و محفل‌های ادبی به دنبال حفظ و یادآوری حماسه‌هایی است که در طول هشت سال جنگ تحمیلی به وقوع پیوسته است.

امیدواریم جشنواره‌های شعر دفاع مقدس مجدداً از سرگرفته شود

حامد محقق، عضو شورای ادبی نهاد کتابخانه‌های عمومی  با بیان اینکه  شعر دفاع مقدس در دهه اول انقلاب که با هشت سال دفاع مقدس همراه شد، توسط شاعران و متناسب با وضعیت آن زمان سروده شد، اظهار داشت: پس از سه چهار روز از آغاز جنگ، شعر کودک و نوجوان دفاع مقدس آغاز شد و این مسأله یکی از نشانه‌ها و دلایلی است که انقلاب اسلامی ایران را به یک انقلاب فرهنگی بدل می‌کند. این در حالی بود که وقتی جنگ جهانی همه گیری در اروپا رخ می‌دهد، سال‌ها طول می‌کشد که یک اثر هنری خلق شود.

وی تصریح کرد: در دهه دوم انقلاب شعر و ادبیات دفاع مقدس برای کودکان با تشبیهات، اصطلاحات و آرایه‌های بیشتری که هنوز چندان با زمان جنگ تحمیلی فاصله نگرفتند، بیان می‌شود.

عضو شورای ادبی نهاد کتابخانه‌های عمومی   ادامه داد: اما در دهه سوم، فضا تغییر می‌کند چرا که دیگر نمی‌توان از شهادت پدر، دایی و یا افرادی با این نسیت خانوادگی سخن گرفت و این موارد به سمت پدربزرگ شهید سوق می‌یابد. در این زمان رویکردهای هنرمندانه‌ای در شعر می‌بینیم و نکات عاطفی مطرح می‌شود که با دو دهه قبل متفاوت است.

محقق با اشاره به اینکه با حضور داعش در منطقه و مسأله مدافعان حرم شعر دفاع مقدس جلوه‌های دیگری به خود گرفت، خاطرنشان کرد: در جریان شهادت سردار سلیمانی شاهد شعرهای متفاوتی بودیم و کتاب‌هایی در دست چاپ است که از یک فضای جدید سخن می‌گوید.

وی  با بیان اینکه جشنواره‌های دفاع مقدس در سال‌هایی که برگزار شد، جریان ساز بود، گفت: اما نمی‌دانیم با چه استدلال و منطقی این جشنواره تعطیل شده است و امیدواریم دوباره شاهد برگزاری این نوع جشنواره‌ها باشیم.

حامد محقق شعر زیر را در این محفل ادبی که از سروده‌های اوست، خواند:

پس چرا

هرچه گریه می‌کنیم

هرچه آه و ناله می‌کنیم

باز هم سبک نمی‌شویم؟

واقعا

ما بدون او

ما بدون دست‌های او

چیستیم؟

گوئیا که نیستیم!

مادرم که شعر تازه مرا شنید،

گفت

اشتباه می‌کنی.

او، تا همیشه هست

تا هرآن زمان که آفتاب و تشنگی و کربلا هست

تا هرآن زمان که عزت و شرف،

حاج قاسم عزیز ما هست

 محمد صارمی شهاب دیگر شاعر این محفل ادبی نیز سروده زیر از آثار خود را خواند:

شمشیری آخته

در صدای تو بود

و حرف‌هایت

آواز فواره‌ای

که از تمامی دارها بلندتر می‌خواند

آتش بودی اما

​به رفتار گلستان

گلوله بودی اما

​به لهجه‌ی گل سرخ

خشم بودی اما

​به هیئت عشق

مشق نام تو زیباست

حالا قلم

چه گلوله ی تفنگ باشد

چه بال کبوتر

 مهدی علی‌بلندی نیز شاعر توانای همدانی این شعر را خواند:

مرانشناخت شاه داستان رو به پایان را

که لرزاندست نازش تختگاه پادشاهان را

تمام قصه‌ها یک دشنه‌ی در دیس هم دارد

بگو اینبار حکم یزدگرد و آسیابان را

نمی‌دانم کجای زندگی کج رفت پای من

که باید طی کنم سیر رمان بینوایان را

تو چون پیغمبران باستان بر تخت خواهی ماند

و من بر دوشت می‌گیرم سپس تخت سلیمان را

نگاه تو خزر را وحشی و دیوانه خواهد کرد

به اتش می‌کشد چشم تو جنگل‌های گیلان را

زمان مهر هزار و سیصد و هشتاد و شش بود و

یکی زیر لب می‌خواند ذکر باز باران را

 [PageVisit]